حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
719
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
شنيده نوميد برود ؟ " خليفه بگفت تا به او نيز 000 / 10 درم دادند . روزى معتمد بمجلس بود و جمعى از نديمان نيز بودند ، از ابن خرداد به جغرافيدان معروف از پيدايش موسيقى و تغييرها كه در آن رخ داده بود پرسيد و او همه حال را از ايام قديم بگفت و نكو گفت ، معتمد خرسند شد و گفت : " نكو گفتى كه گفتارت چون پارچهاى مزين است كه سرخ و زرد و سبز و همه رنگ دارد . " آنگاه از صفات نغمهگر ماهر پرسيد و ابن خرداد به گفت : " بايد بر دم خود مسلط باشد و زير و بم نيك تواندى و هم او را از اقسام طرب پرسيد گفت " سه گونه است يكى سبك كه دل بگشايد و صفات نيك را زنده كند و ديگر غمانگيز كه هيجان آرد خاصه اگر شعر آن به وصف ايام جوانى و شوق وطن يا رثاى ياران گذشته باشد ، ديگر طربى كه دل را صافى كند و جان را پرواز دهد و بدقت آهنگ و قوت صنعت چنان باشد كه هر كه از آن متأثر نشود سنگ سخت و جماد بيجان باشد كه بودش چون نبود است . گروهى از نغمهاى فيلسوفان قديم گفتهاند كه هر كه شامهاش خلل بايد از بوى خوش بيزار شود و هر كه خشونت طبع دارد استماع نغمه را خوش ندارد و از آن مشغول ماند و خرده گيرد و بد گويد . " و معتمد از گفتار او خرسند شد و او و همه نديمان را خلعت داد و او را بيشتر داد . مجالس طرب خاص خليفگان نبود كه وزيران و اميران نيز بهر فرصت مجلس طرب مياراستند و آثار آن را در كتابهاى ادب ميتوان ديد . نغمهگر بيشتر كنيزكان بودند و آزادگان كمتر بدينكار ميپرداختند . سيوطى گويد : " بسال 321 قاهر مطربى كنيزكان و شراب را قدغن كرد و بفرمود تا نغمهگران را بگرفتند و ابزارهاى طرب را بشكستند چنان كه حنبليان پيش از آن كرده بودند و نيز بفرمود تا كنيزكان نغمهگرى را ببهاى كنيزان عادى بفروشند و شگفتا كه قاهر خود به شراب و طرب سخت راغب بود . " طولونيان نيز بطرب رغبتى داشتند ، خمارويه " خانهء طلا " را بساخت و آن را طربخانه كرد . بر ديوارهاى خانه تصويرهاى برجسته از چوب بود كه خمارويه و كنيزكان